
گفتم :" نه مامان.. نگران نباش. اونا از ما خيلي دورن... به ما نميرسن.."گفت:" موشكها كارشون چيه؟! ".. به اندازه دو سه جمله خيلي سرپوشيده در مورد جنگ و اينكه بعضي آدمها باهم ميجنگند توضيح دادم... خواستم سريع صحبت رو عوض كنم و بهش اطمينان دادم كه اينجا جنگي نيست و موشكي به سمت ما نمياد. دوباره پرسيد:"اگه اينجا هم جنگ بشه چي؟!"..جوابي نداشتم. بهش گفتم.. "هيچي!! ديگه بگير بخواب!"ولي دلم آشوب شد. چشمهايم رو بستم و به بچه هاي جنگ فكر كردم...خدايا ميشه اون روزي كه ديگه جنگي در كار نباشه زودتر بياد؟!پ ن: ...
ادامه مطلب
اسباب كشي خيلي هم راحت نبود... با وجود بچه ها، و مصادف شدنش با رفتن سر كار؛بله. آمديم به خانه جديد...بعد از نه سال زندگي در منزل ماما و بابا، به دو چهار راه پايينتر نقل مكان كرديم. خوب البته مدتي طول كشيد جا افتادنمان وعادت كردن به شرايط جديد...هم براي ما، هم براي مامان و بابا كه به حضور ما در كنار خودشان حسابي عادت كرده بودند، هم براي بچه ها كه آنجا يك خانه سه طبقه داشتند!!!مثل هميشه..خدا رو شكر هزاران بار. ..خدايا، اميدوارم خانه جديدمان محل نزول بركات هميشگي ات باشد...خدا كند براي آبادي خانه آ...
ادامه مطلب
ساعت جديدش را گذاشت جلوي آينه ميز اتاقمان؛ ساعتش آنجا نشسته و هر بار نگاهم به او ميفتد به من يادآوري ميكند كه او رفته و من جا مانده ام...ساعتش انگار با من حرف مي زند؛ ميخواهد بگويد انگار كه بيا روزها؛ نه... ساعتها.. نه .. اصلا بيا ثانيه ها را تا بازگشت او بشماريم؛انگار مي گويد: من هم دلم برايش تنگ شده... انگار با من همدردي ميكند.. انگار ميخواهد گله كند كه چرا مرا با خودش نبرده...نه... ولي من گله اي ندارم... خوشحالم كه همسفر زندگي ام به بهترين سفر دنيا رفته؛ تازه تنها هم نرفته.. من هم همراهش هستم...
ادامه مطلب
با وجود چندین ده باری که در طول شبانه روز، صدای "مامان! مامان!" در خانه ما بلند میشود،( "مامان " گفتنهایی از جنسهای مختلف! ...دستوری، خواهشی، اعتراضی، قربون صدقه ای!، دعوایی، از طرف من و اشاره ای، خواهشی، التماسی، اعتراضی، درخواستی، هیجانی و ... از جانب فاطمه و طهورا)، ولی من هنوز تصویری که از خودم در ذهنم هست، یک "مادر میانسال ، مامان سه تا بچه!!" نیست..هنوز خودم را در ده سال پیش میبینم...هنوز باورم نشده که دیگر بیست و پنج ساله نیستم!! و نمیدانم این خوب است یا نه؟!!! پ ن : چهار هفته سخت و پر فشار رو پشت سر گذاشتیم. آبله مرغان فاطمه و طهورا ، واكسن ريحانه و ...
ادامه مطلب