خرید بک لینک

يك ماهي ميشود كه دوباره سرِ كار مي روم؛ بعد از تقريبا دو سال...

 

دوباره سر و كارم مي افتد با مريض ها.. با آدمهايي كه بخشي از سلامتي شان را از دست داده اند و باقيمانده را دو دستي و با تمام وجود چسبيده اند و مراقبت ميكنند... 

دوباره بيماراني را ميبينم كه وضعشان خوب نيست... مردان و زناني كه قلبشان خراب است.. جواناني كه سرطان همه وجودشان را به هم پيچيده.. بچه هايي كه كليه هايشان را از دست داده اند... 

دوباره نگاه هاي نگران و مضطرب و نا اميد...دوباره صداهاي لرزان و چشمهاي اشكبار...

 

دوباره.. بيشتر از قبل، قدر سلامتي خودم و عزيزانم را ميدانم و شكر گزارم و براي حفظ آن دعا ميكنم. 

 

و مي انديشم كه..

كاش براي سلامتي از دست رفته روح و روانمان هم همينقدر نگران و مضطرب ميشديم. 

كاش براي روحِ بيمار و آشفته و پژمرده مان هم به دنبال دوا و درماني بگرديم...كاش گاهي هم دلمان براي روانِ بيمار و افسرده و رنجورمان بسوزد!!

 

كاش در اين آشفته بازار دنيا، گاهي سرمان را بالا بگيريم؛ دنبال هواي تازه اي براي تنفس، و نور تازه اي براي پيدا كردنِ راه...

برچسب: نویسنده: شیدا نعمتی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 5:50

صفحه بندی