خرید بک لینک


انتظار طهوراي پنج ساله به سر رسيد و امسال لباس پيش دبستاني پوشيد، با ذوق و شوقي وصف نا پذير ....

فاطمه جانم هم به كلاس دوم رفت... شكر خدا، معلمش خوب و مهربان و دوست داشتني است.. مثل پارسال..

امااااا... روزها ، من مانده ام و جوجه كوچولويم كه در غياب خواهرهايش يك دقيقه هم تنهايم نميگذارد... پاهايم را دو دستي مي چسبد و با دستهاي باز، "بغل!!بغل!!" مي گويد!


دوباره شده ايم مثل روزهاي دو سالگي فاطمه كه من تنها همبازي اش بودم.... تقريبا اجازه انجام هيييچ كار ديگري به جز بازي با او را به من نميدهد. حرفش هم بدجوري برو دارد... بالاخره ته تغاري است ديگر...

من هم سنگ تمام گذاشته‌ام البته!!...تا می‌توانم می‌بویم و میبوسمش.....کاش میشد همیشه همینقدر شیرین و نرم و لطیف بمانی‌ دخترکم.......

 

خدایا حافظ و نگهبان فرزندانمان باش و آنان را مایه روشنی چشمانمان در دنیا و اخرت قرار بده...

 

برچسب: نویسنده: شیدا نعمتی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 5:50

صفحه بندی