
با وجود چندین ده باری که در طول شبانه روز، صدای "مامان! مامان!" در خانه ما بلند میشود،( "مامان " گفتنهایی از جنسهای مختلف! ...دستوری، خواهشی، اعتراضی، قربون صدقه ای!، دعوایی، از طرف من و اشاره ای، خواهشی، التماسی، اعتراضی، درخواستی، هیجانی و ... از جانب فاطمه و طهورا)، ولی من هنوز تصویری که از خودم در ذهنم هست، یک "مادر میانسال ، مامان سه تا بچه!!" نیست..هنوز خودم را در ده سال پیش میبینم...هنوز باورم نشده که دیگر بیست و پنج ساله نیستم!! و نمیدانم این خوب است یا نه؟!!! پ ن : چهار هفته سخت و پر فشار رو پشت سر گذاشتیم. آبله مرغان فاطمه و طهورا ، واكسن ريحانه و ...
ادامه مطلب