قبلا نوشت:
دو هفته پیش، موبایل م گم شد..کجا؟ در خانه!!
چطور؟ نمیدانم
.......واقعاً نمیدانم و سر در نمی آورم که چطور ممکن است چنین اتفاقی بیفتد. ولی افتاده، و هر چقدر هم که خانه زیر و رو شده، آثاری از موبایلم نیست.
هر چقدر این ماجرا عجیب بود،ولی درسهای زیادی برایم داشت.
اول اینکه بهم ثابت کرد اینقدر که ادعا دارم، غیر وابسته به دنیا و ما فیها نیستم!!! البته زیاد غصّه اش را نخوردم...ولی خوب، اینقدر بهش عادت کرده بودم که کمبودش را کاملا احساس میکنم!!
دیگر اینکه فهمیدم چقدر وقت اضافی صرفش میکردم....الکی الکی!!!
دیگر اینکه باز بهم یاد آوری شد که خیلی چیزها هر چند به ظاهر خیلی ساده و کوچک، ولی از دست قدرت و اراده ما خارج هستند..
و آخر هم اینکه فهمیدم بدون موبایل هم میشود زنده ماند و زندگی کرد!!!
پ ن 1: بی موبایل بودنم ۴ روز بیشتر طول نکشید ...فعلا از گوشی قدیمی بابا استفاده میکنم....بدون شبکههای اجتماعی !! چقدر کمتر وقتم را میگیرد!!!
پ ن 2:موبایلم پیدا شد...بعد از سه هفته!!
کجا؟ زیر کشوی تخت بچه ها...جایی که چند بار نگاه کرده بودم، رفته بود زیر کشو و با اون جا به جا میشد..این بود که نتونسته بودم پیداش کنم...
خدایا شکر......
الان دوباره برگشتم به همان وضعیت...ولی یه کم بیشتر حواسم هست......!!!