
هفته گذشته ، دومين جلسه اولياي دانش آموزان كلاس اول با معلمِ فاطمه بود. مثل دفعه قبل، با آقاي همسر رفتيم مدرسه. باز هم مثل هميشه، فضایِ مدرسه، تماام خاطرات دوران مدرسه ی خودم را برايم تداعي كرد... همان سر و صداها، همان عطر و بو، همان نگاههاي كنجكاو و بازيگوش و هيجانزده!.. همان حال و هوا... گفتگوي ما و معلم در حضور خود ِ فاطمه بود... تقريبا بيست دقيقه طول كشيد... و تماام لحظات اين من بودم كه قندددد در دلم آب مي شد.. وااي.. يعني الان اين دختر كوچولوي من است كه معلمش دارد با اين همه آب و تاب از او تعريف مي كند؟!! دلم غنج مي رود وقتي معلم از خوش اخلاقی ات تعريف مي كند؛ از اينكه بچه هاي كل...
ادامه مطلب
دخترم: در آغاز فصل جدید زندگی، بهترین دعاهای مادرانهام بدرقه راهت باد... در پناه مهربانترین مهربانان،همیشه سالم، شاداب و موفق باشی... "فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین" پ ن:دخترم کلاس اولی شد..خدایا شکرت.. ...
ادامه مطلب