مادرانه...تا خدا

متن مرتبط با «این» در سایت مادرانه...تا خدا نوشته شده است

این روزهای ما

  • نیلوبلاگ

    ۴ دی ، دوازدهمین سالگرد عروسی مان بود... داشتیم آلبوم عکسهای عروسی رو با دخترها نگاه می کردیم. عکسی بود که داماد داشت غذا دهان عروس میگذاشت..، مطابق مرسوم. طهورا بعد از این که کلی خندیده، میگه:" بابا داره غذا دهانِ مامان میذاره..بابا شده مامانِ مامان!!!".....خندهام گرفت. در عالم کودکیِ طهورا، فقط یک" مامان"، غذا دهان بچه اش میگذارد! ********************** چند روز پیش ، پنجمین دندان شیری فاطمه افتاد... و ما منتظر اولین جوانه دندانی ریحانه کوچولو هستیم. همه چیز دنیا همین قدر تکراری است؟!!! ********************** میروم جلسه آموزشی مادران در مدرسه فاطمه. مثل همیشه، همیشه ِ همیشه،...

    ادامه مطلب